پژوهشكده تحقيقات اسلامى
29
سرداران صدر اسلام (فارسى)
يكى از ياران او گفت : كمى درنگ كن وتعجيل مكن ، هاشم درپاسخ او اشعارى حماسى سروده و چنين گفت : به من بسى طعنه زدند و كم نگفتند . ولى من آنم كه جان به خدا فروختهام و سستى نمىورزم . يك چشمى كه براى خود اعتبارى مىجويد . ناگزير است يا دشمن را شكست دهد و يا خود از پاى در آيد . او چندان زيسته كه دلش از زندگى به تنگ آمده . اينك با نيزه بر آنان مىتازم و سخت آنها را مىرانم . همراه با پسر عم پيامبر بزرگوار . آنكه پيامبر او را سرآغاز هدايت قرار داد . نخستين كسى كه به او ايمان آورد و نماز كرد . و با كا فران چندان جنگيد كه نابودشان كرد . » « 1 » هاشم به فنون نظامى و جنگى تسلط كامل داشت ، و از تجربه و مهارت خاصى برخوردار بود ، بطوريكه با تردستى ويژهاى پيشروى مىكرد ، و تدريجاً مواضع دشمن را تسخير مىنمود . او آنچنان با مهارت به پيش مىرفت ، كه عمروعاص را مرعوب نمود بطورى كه به اطرافيان خود گفت : « گويا مىبينم اين پرچمدار امروز كارى صورت دهد ، و اگر بر همين روال پيش رود ، تمامى عرب ( لشكر شام ) را به هلاكت و نابودى مىكشاند » در اينحال هاشم شديداً مقاومت مىكرد ، و به تهاجم خود ادامه مىداد ، وعمّار نيز در مقام تشويق هاشم و يارانش با صداى رسا مىگفت : اى بندگان خدا صبر كنيد زيرا كه بهشت در زير اين پرچمهاست . همچنين عمار پيوسته با
--> ( 1 ) . وقعهء صفين ، ص 327 .